فهرست مطالب
دوستان عزیز این مقاله(محتوا) شامل دو قسمت میباشد:
قسمت اول:
شخصیت برند در بازیگری و سینما
شخصیت سازی در ذهن مشتری
مدل شخصیت برند جنیفر آکر
تحلیل شخصیت برند جنیفر آکر
داستان سرایی به سبک ردبول
محتواسازی موفق به سبک ردبول
شکستن رکورد پرواز در تونل توسط ورزشکار ردبول
معرفی و تاثیرگذاری “دیتریش ماتشیتز ” در خلق برند ردبول
قسمت دوم:
اسپانسرینگ در خلق برند
داستان تیم داری ردبول (فرمول یک ، باشگاه فوتبال لایپزیگ )
انتخاب شعار مناسب در برندسازی شخصی
تعیین جامعه هدف در برندسازی شخصی
جذب مخاطبان با بازارسازی محصول
استراتژی مناسب در جایگاه سازی محصول
تمایز در برندسازی شخصی
استراتژی های مناسب در سوشال مدیا
قسمت اول: شخصیت برند در بازیگری / تحلیل مدل شخصیت برند جنیفر آکر
در دنیای سینما زمانی که در مورد شخصیت ها صحبت می کنیم ناخودآگاه با شنیدن نام آن شخصیت یک تصویر ذهنی از ویژگی ها و خصوصیات آن شخصیت در ذهن ما شکل می گیرد.
مانند:”مرد عنکبوتی؛ بتمن؛ سوپرمن؛ جیمز باند؛ جوکر و حتی شرک”


خیلی ها حتی سعی می کنند که خودشان را شبیه آن شخصیت نموده و بخش زیادی از زندگی خود را با آن شخصیت درگیر نمایند.
در دنیای کسب و کارها هم شرکت ها به دنبال این هستند که برای برند خود یک شخصیت سازی کنند و بتوانند در ذهن مشتریان شان دارای یک شخصیت ویژه ای باشند.
این شخصیت سازی گاهی از طریق تبلیغات، نوع محصول مانند بسته بندی ،طراحی و حتی از طریق ارتباط با مشتریان و کارکنان آنها می باشد.
در واقع شخصیت برند نتیجه تمام تجارب مصرف کننده با برند است که به صورت منحصر به فرد و طولانی است.
تحلیل شخصیت برند جنیفرآکر/ داستان سرایی در خلق برند ردبول / نقش دیتریش ماتشیتز در شخصیت برند ردبول / انتخاب شعار مناسب در خلق برند
تحلیل شخصیت برند بر اساس مدل جنیفر آکر، استراتژی مناسب در سوشال مدیا، تصویر ذهنی و شیوه خلاقانه بازاریابی، استراتژی در جایگاه سازی محصول
تحلیل شخصیت برند بر اساس مدل جنیفر آکر
برندهایی که بتوانند نوعی هیجان در مشتریان ایجاد کنند، معمولاً برندهای موفقی خواهند بود. انسانها به دنبال چیزهایی هستند که آنها را به وجود آورد؛ سفرهای هیجانانگیز، بناهای جالب و فیلمهای مهیج از جمله مواردی هستند که همواره به دلیل بعد «هیجان» مورد استقبال قرار گرفته اند. در این راستا، پیش از اشاره به کلید واژه ” شور و هیجان ” که یکی از ارکان و ویژگی های مرتبط با مدل اشاره شده و همچنین موضوع اصلی این بحث است، ضرورت دارد به صورت موجز و مختصر به تحلیل مدل شخصیت برند جنیفر اکر، پرداخته شود و به دنبال آن سایر اطلاعات مورد نیاز تقدیم مخاطبان محترم خواهد شد.
مدل شخصیت برند جنیفر آکر
شخصیت برند موضوع جذابی در بازاریابی است؛ شخصیت موقعیتی عالی از برند در ذهن مصرف کنندگان ترسیم می کند و نگرش ها، احساسات و دیدگاههاي مشتریان را در مورد برند بیان مینماد. موفقیت یک برند در میان رقبا، ممکن است پرسشهای زیادی را در قالب “چیستی،چرایی و چگونگی؟” به همراه داشته باشد و این سوال به ذهن مخاطبان خطور نماید که چه عواملی در راستای کسب این موفقیتها در حوزه برندسازی شخصی تاثیرگذار بوده است؟ پژوهشگرانی زیادی همچون ” جنیفر آکر” ، توانستهاند با طراحی مدلهای مختلف، به این پرسش پاسخ دهند که مهمترین آن، مدل شخصیت برند خانم جنیفر آکر (1997) میباشد.

جنیفر آکر: دکتری بازاریابی از دانشگاه استنفورد
جنیفر آکر: آکر(1997)بیان نمود که، تصویر برند هنگام نام بردن از یک برند به ذهن آورده میشود؛ در حالی که شخصیت برند، به ویژگیهاي انسانی در ارتباط با یک برند اشاره دارد. شخصیت برند را مجموعهای از ویژگیهای انسانی مرتبط با یک نام تجاری یا برند معین تعریف میکند.

دیوید اکر : استاد مدیریت و حوزه بازاریابی
دیوید آکر: مدل شخصیت برند توسط "جنیفر آکر" دختر "دیوید آکر" معرفی شده است.
مدل شخصیت برند جنیفر آکر(1997) شامل ویژگی های اصلی زیر می باشد:
- صداقت (خلوص و صمیمی):
از دیدگاه “آکر” مهمترین ویژگی اصلی در شخصیت برند، صمیمی بودن برند است که صداقت و شاد بودن، می تواند در شمار مولفههای فرعی محسوب گردد. نظیر برندهای آمازون؛ دیزنی و مک دونالد.
- هیجان (مهیج بودن):
از دیدگاه “آکر”، میان مهیج بودن و پرانرژی بودن یک برند و ماندگاری آن یک رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. نظیر برندهای نایکی؛ کوکاکولا و تسلا.
- شایستگی (تخصص یا صلاحیت):
از دیدگاه “آکر”، ویژگیهایی از قیبل هوشمندی و اعتبار توانستهاند موجبات موفقیت بسیاری از برندهای موفق در سطح جهان را فراهم نماید. نظیر برندهای مایکروسافت؛ ولوو و گوگل.
- پیچیدگی (خبرگی و دلفریبی یا فرهیختگی):
از دیدگاه “آکر” در تجزیه و تحلیل شخصیت برند، شاید پیچیدگی (خبرگی و دلفریبی یا فرهیختگی) به لحاظ زمان بر بودن و صرف انرژی زیاد، از سخت ترین و دشوارترین ویژگیهای آن محسوب گردد تا بتوانند به اهداف برند خود در راستای ماموریت محوله نائل شوند. شاید یکی از دلایل آن طبقه و اقشار خاص مصرف کننده باشند که اکثراً از سطوح بالای جامعه به شمار میآیند. نظیر برندهای رولکس؛ مرسدس بنز و اپل.
- و ناهمواری (استحکام، دوام و قدرتمندی):
از دیدگاه “اکر”، میان برندهایی با محصولات سخت و محکم و با دوام و نیز احساس قوی بودن و قدرتمندی یک رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد.نظیر برندهای تیمبرلند؛ جیپ و مارلبرو.
نتیجه آنکه اگرچه ویژگیهاي انسانی همچون صادق بودن؛ قابل اعتماد بودن؛ جذاب و فرهیخته بودن؛ پرقدرت بودن و شجاع و دلیر بودن میتوانند در مورد برندها و شخصیت آنها به کار گرفته شوند؛ اما باید به این امر توجه نمود که شخصیت افراد با عوامل چند بعدي نظیر صفات، ظاهر و رفتار (هویت درونی و بیرونی ) تعیین میگردد.
اشتیاق و هیجان
این برندها هیجان انگیز، پر انرژی، روحیه بخش و به روز و الهام بخش هستند. به همین دلیل است که این برندها معمولاً دارای لوگو های رنگارنگ و پر انرژی هستند که از کد های خاصی استفاده می کنند و سعی می کنند خودشان را در موقعیت های غیر معمول و هیجان انگیز به تصویر بکشند. یکی از این برند های معروفی که در این دسته قرار می گیرد، برندی نیست جز ردبول!
بسیاری از کانالهای سرگرمی و فیلمهای هیجانانگیز تلاش میکنند تا با ارائه محصولات به نوعی شخصیت برند خود را مبتنی بر هیجان شکل دهند. صفات زیرمجموعه در بعد هیجان عبارتند از: شجاعت، انرژی، خلاقیت. افرادی مانند لئوناردو دی کاپریو، رابرت دنیرو و هریسون فورد همگی بازیگرانی بزرگ هستند که در طول سالیان متمادی به دلیل هیجانی که برای ما خلق کردهاند، در خاطرمان ماندگار شده اند؛
بنابراین به میزانی که یک برند بتواند به خود رنگ هیجانی دهد، میتواند به دوام و ماندگاری خود کمک شایانی کند.
داستان سرایی در خلق برند ردبول ، نقش دیتریش ماتشیتز در شخصیت برند ردبول
تصویر ذهنی و شیوه خلاقانه بازاریابی ماتشیتز مدیرعامل ردبول، تحلیل شخصیت برند بر اساس مدل جنیفر آکر، تیم فرمول یک ردبول (سباستین فِتل )، داریو کوستا رکوردار طولانی ترین پرواز در تونل با هواپیما
داستان ردبول
ردبول یک برند اتریشی است که در سال ۱۹۸۴ تاسیس شد.
ردبول در سال ۲۰۱۹ بیش از پنج میلیارد قوطی انرژی زا فروخت ؛ اما اینکه چرا ردبول به عنوان یک برند هیجان انگیز مطرح می شود ،دلایل زیادی وجود دارد که چند مورد از آن را مطرح می کنیم:
محتوا سازی موفق
ردبول به طور استراتژیک زمانی که محتواسازی به اندازه امروز در جهان اهمیت نداشت آن را بسیار مهم می دانست.
ورزشکار ردبول رکورد پرواز در تونل را شکست!
داریو کوستا، ورزشکار تیم ردبول با ثبت رکورد 43.44 ثانیه برای پرواز در تونلهای چاتالجا T1 و T2 در بزرگراه مارمارای شمالی استانبول، رکورد «طولانیترین پرواز در تونل با هواپیما» را شکست و اسم خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد.
خلبان ایتالیایی ردبول موفق به ثبت رکورد در کتاب گینس و موفقیت دیگری برای برند ردبول در سطح جهانی
جمله معروفی است که در مورد ردبول میگن:
داستان سرایی است که نوشابه انرژی زا می فروشد؛ اگر به سایت شرکت ردبول بروید، با کمال فقط تعجب سرگرمی های مخصوص جوانان و افراد ماجراجو را میبینید و هیچ نشانی از معرفی نوشابه انرژی زا نیست. این سایت مملو از داستان ها و فیلم ها و سرگرمی های هیجان انگیز است.
شخصیت برند "دیتریش ماتشیتز"
برای شناسایی شیوه خلاقانه بازاریابی در رد بول ،وب سایت “سبکتو“، طی مقاله ای به تشریح شخصیت مدیرعامل این برند پرداخته و تاکید نموده است که:
“دیتریش ماتشیتز” همچون یک بازاریاب و مدیر حرفه ای شخصیتی برای برندشان تعریف کرده بود و تمام تصمیمات تبلیغات را برهمین اساس میگرفت. ردبول قرار بود یادآور هیجان و شادیهای دوستانه باشد.
بر همین اساس تصمیم به برگزاری مسابقاتی هیجانانگیز گرفتند که یکی از آنها “Flugtag Day” بود که افراد با ماشینهای پرنده دستساز خودشان با هم رقابت میکردند. این مسابقه به سرعت پر طرفدار شد و به همان سرعت ردبول را معروف کرد. در این زمان ماتشیتز تصمیم گرفت تا رسمیت بیشتری به برندش بدهد و بر همین اساس در سال ۲۰۰۴ یک تیم فرمول یک (یکی از پرهیجانترین ورزشهای دنیا) را خریداری کرد و سباستین فِتل را به عنوان راننده خود وارد تیم کرد. موفقیتهای فتل و تیم ردبول باعث شد تا این نوشیدنی انرژیزا در کل دنیا پرطرفدار شود…”
قسمت دوم: تمایز در برندسازی شخصی / ضرورت و اهمیت بازارسازی محصول / انتخاب شعار مناسب در برندسازی شخصی
اسپانسرینگ
هوشمندانه بگوییم ماهیت امروزی ردبول خودش را هر روز به سمت ورزشهای هیجانانگیز سوق میدهد؛ بهطوریکه ردبول علاوه بر اسپانسر شدن، تیمهایی را هم در اختیار دارد و در رقابتهای مختلف حاضر میشه.
ردبول در بسیاری از تیمهای ورزشی بهخصوص در “فرمول یک سرمایه” گذاری کرده است.
آنها در سال ۲۰۰۴ با خرید یک تیم کامل وارد رقابتها شدند؛ همچنین سرمایهگذاری ردبول بر روی باشگاه فوتبال لایپزیگ سبب شد تا این تیم ظرف مدت هشت سال از دسته پنج به دسته یک بوندسلیگا صعود کند.
با اتحاد مجدد آلمان در سال ۱۹۹۰ لوکوموتیو دوباره به VFB لایپزیگ تبدیل شد؛ اما بعد از دو بار سقوط کار این باشگاه در سال ۲۰۰۴ به ورشکستگی کشید. در محوطه “زنترال اشتادیون، لایپزیگ” یک ورزشگاه جدید برای جام جهانی ۲۰۰۶ احداث شد؛
اما هیچ باشگاه حرفهای برای استفاده از آن وجود نداشت تا اینکه ردبول از راه رسید. این شرکت نوشیدنی انرژیزای اتریشی که چند تیم ورزشی و باشگاه ورزشی فوتبال در سالزبورگ، نیویورک، سائوپائولو و غنا تأسیس کرده بود، سال ۲۰۰۹ به سراغ شهر ساکسونی آلمان رفت.
آنها امتیاز باشگاه دسته پنجمی SSV Markranstädt را خریداری کردند و بلافاصله هدفشان رو رسیدن به بوندسلیگا با سودهای متوالی گذاشتند.
ازآنجاکه فدراسیون آلمان اجازه استفاده از نشانههای تجاری در اسم باشگاه را نمیداد، این باشگاه اسم RASENBALL SPORT LEIPZIG را روی خود گذاشت. عبارتی که به طور طبیعی و بهاصطلاح به توپ و چمن ترجمه میشه و RB مخفف آن است.
ردبول تحت هدایت مدیر ورزشی به نام “رالف رانگنیک” باشگاه خیلی زود پلههای ترقی را طی کرد. چهار سال صعود طی هفت سال که با وجود مخالفتهای گسترده طرفداران سایر باشگاه به دست آمد.
به RB به چشم یک مؤسسه مصنوعی و تجاری نگاه میشه که نسبت مالکیت طرفداران را به بوندسلیگا به خطر می انداخت.
انتخاب شعار مناسب
این شعار دقیقاً مطابق با نوع محصولات این برند که انرژیزا هستند شکلگرفته است و حس قدرت و در نهایت پرواز را به مخاطبان خودش القا میکند.
قدرت حاصل از نوشیدن ردبول به اندازهای است که هر فرد پس از نوشیدن آن توانایی جرئت قدرت و جسارت پریدن را پیدا میکند.
به این معنا که مردم هنگام نوشیدنی ردبول بیش از آنکه به طعم و مزهاش فکر کنند نیروی حاصل از آن را تصور میکند و به همین دلیل است که این نوشیدنی را خوشایند میدانند.
انتخاب درست جامعه هدف (بازار هدف)
رد بول از همان ابتدا جامعه هدف خودش را درست و از جوانان ۱۸ تا ۳۴ساله انتخاب کرد. این گروه سنی ویژگیهای بارزی همچون علاقه فراوان به جنبوجوش و بهترین بودن و پشتکار برای ساختن زندگی حرفهای خود را دارد. آنها به ورزشهای پرهیجان علاقهمند هستند. این جوانان همواره دوست دارند مسیر متفاوتی را امتحان کنند.
معمولاً طرفداران این کمپانی طیف گستردهای از افراد مثل دانشآموزان، ورزشکاران، سلبریتیها و کارگران هستند که نیاز سریع به دریافت انرژی برای انجام کارهای خود دارد.
پیبردن به اهمیت بازارسازی برای محصول
یکی از اعضای تیم کاری ردبول میگوید: ما محصول خود را پیش چشم مصرفکنندگان نمیبریم؛ بلکه مردم را به سمت محصول خود میکشانیم. ما محصول نوشابه انرژیزای خود را در دسترس قرار میدهیم و افرادی که به سبک زندگی ردبول علاقهمند باشند به سمت آن میروند. او اعتقاد دارد اگر ما بازار ایجاد نکنیم چیزی وجود ندارد.
استراتژی مناسب و جایگاهسازی صحیح محصول
ردبول به صورت غیرمستقیم هیجانات مردم را در دست میگیرد؛ امروزه بسیاری از مردم برای انتشار ویدئو های جدید از سوی این برند انتظار میکشند تا آن را به دوستان خود به اشتراک بگذارند. این موضوع نشاندهنده این امر است که برند رد بول موفق شده جایگاه ویژهای در ذهن مشتریان خودش به دست بیاورد.
عقیده برند متفاوتبودن (تمایز)
ردبول آنقدر خودش را متفاوت از سایر نوشیدنیها میداند که نوشابههای خودش را با قیمت دوبرابر از رقبا به بازار عرضه میکند. شعار جالب این هم در دنیای رسانه شنیدنی است که رد بول به شما بال میدهد. علیرغم اینکه گاهی به دردسر افتاده و از آن شکایت شده؛ اما همچنان با اعتمادبهنفس ادامه میده و باز هم با چالشهای مختلف، مشتری خود را بیشتر هیجانزده میکنه.
استراتژیهای مناسب در شبکههای اجتماعی
ردبول با انتخاب و اخذ درست استراتژیهای بازاریابی در شبکههای اجتماعی و تلفیق آنها با بازاریابی محتوای توانسته است در سال ۲۰۱۶ بیش از ۸ میلیارد دلار درآمد کسب نماید.
ردبول توانسته است مصرفکنندههای بیشتری در سرتاسر جهان به سمت خودش بکشاند و با برگزاری کمپینهای مختلف و داستان گویی غیرمستقیم مخاطبان را عاشق خودش کند.
محسن کامرانی
مشاور برند شخصی و پروژه های تحقیقاتی